آرشیو
لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۳۷٫۰۱۱ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۰ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۶
    بازدید از این یادداشت : ۴٫۰۴۰

    پر بازدیدترین یادداشت ها :

    سندي از نقشبنديان

    نقشبنديان گروهي از صوفيان كه در قرن هشتم هجري .در ماوراء النهر وخراسان پديدار شدند.ايشان به بهاءالدين محمد نقشبند بخارايي  ِمنسوب بودند ..با توسعه مرز جغراقيايي اين فرقه بوسيله مريدان وپيروان ِآن ،  از ماوراءالنهر و خراسان فراتر رفته و از يك سمت تا هند و سند واز سمت ديگر به عراقين و شام و مصر وروم راه يافت .و پس از چندي از پر نفوذ ترين طريقه هاي صوفيه شد. در ميان پيروان اين فرقه نام بعضي از اميران و عالمان و اديبان و هنرمندان به چشم مي خورد . نقشبنديان خود تاريخ اين طريقه را قبل از قرن هشتم ميدانند.و در آثار آنان مي بينيم كه اين سلسله به اختلاف قرون ، نام هاي گوناگون يافته است . در ميان طريقت اين سلسله گذشته از تربيت مريدي و مرادي كه در طرائق ديگر نيز متداول و متعارف است ،تربيتي ديگر نيز هست وآن تربيت روحاني است.بدين معني كه سالك به روحانيت شيخي از مشايخ سلف توجه مينمايد ودر او مستغرق مي شود وهمين توجه و نسبت روحاني ، خود سبب پيوند وارتباطي است در ميانه سالك با آن شيخ ، بي هيج همزماني. چنين است كه تصوف نقشبندي معتدل و ميانه است ومتمسك به سنت وشرع . وشايد عكس العملي بوده است در مقابل صوفيان تندرو و سنت شكن .و از اين رو است كه بسياري از علماي دين واميران و محتشمان در اين جرگه درآمده اند. علماي متنفذ ونامداري چون عبدالرحمن جامي ومير سيد شريف جرجاني و بسياري ديگر .

    به نقل از مدرسي چهاردهي(در نشريه وحيد .س.1355.ش12.ص812-815) خواجه بهاءالدين نقشبند مدعي بود كه از خواجه عبدالخالق غجدواني از طريقه اويسي تربيت يافته است. گفته مي شود كه شيخ عبدالقادر گيلاني كه يكصد وپنجاه وهفت سال پيش از خواجه بهاالدين فوت كرده بود، در عالم معني به او توجه نموده وذكر ذات(الله) را در قلبش نقش بسته، لذا خواجه بهاءالدين ملقب به نقشبند وطريقه وي نقشبنديه شد.

    منسلك شدن به اين طريقه،آدابي داشته است .در قديم مريد براي تشرف، به دستور مرشد خود، سه ماه متوالي بايستي آب و هيزم براي مطبخ خانقاه بياورد بعد غسل توبه نموده و تلقين ذكر بگويد، سپس وليمه و طعامي به فقراي طريقت بذل نمايد. ولي اكنون فقط غسل توبه نموده وتلقين ذكر مي گيرند. در منابع چنين نقل است كه براي طي مراحل سلوك ده شرط ضروري است: 1) توبه 2)عزلت 3) ورع 4) طاعت وملازمت 5) زهد و قناعت 6) توجه و رجا 7) صبر و تسليم.

    نقشبنديه به شعبه هاي مختلفي مانند، خالدي و مجددي و....منقسم گرديده است و هر كدام از آنها نيز بر طريقه هايي ديگر.

    سند حاضر، گواهي منسلك شدن  يكي از اهل طريقه است به سلك دراويش نقشبندي .   در جاي جاي سند، آيات و روايات بسياري آورده شده است آياتي در نعت رسول(ص) ورواياتي در مقام وقدر وصي او وامام اول شيعيان امام علي (ع) .كه خود شاهدي است بر پيروي اين فرقه خاص از مذهب شيعه. نثر متن مسجع وبا تكلف و اشعار بسيارنيز آميخته است .

                             متن سند * 

    بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين وصلواه والسلام علي خير خلقه محمد وآله الطيبين  الطاهرين المطهرين به رحمتك يا الرحم الراحمين

    فهرست مجموعه كمالات وسر لوحه ديباچه مرادات شكر وسپاس معبودي است جلت قدرته كه آفريننده مخلوقات عالم است و روزي دهنده بنين و بنات (1) آدم . كريمي كه خوان نعمتش بر مطيع وعاصي (2) و داني (3) و قاضي وراضي كشيده و گسترده و رحيمي كه از ديوان رحمتش در هر شب تار بر گوش جان گنهكار چند بار ندا ميرسد كه يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله (4) بخشايند‌‌‌‌‌‌[اي] كه تار عنكبوت  را سد عصمت دوستان گردانيد و جباري كه نيش پشه ضعيف راتيغ قهر و دشمنان گردانيد و داننده[اي] كه در فطرت كاينات به وزير و مشير و پير و ظهير محتاج نگشت و آدميان را به فضيلت نطق و مرتبت عقل بر ساير حيوانات مميز گردانيد  نه از طاعت مطيعان مملكت او را سودي يا آرايشي كه ان الله لغني عن العالمين [5] ونه از معصيت عاصيان كشور وي را  نقصاني يا آلايشي كه  ان الله لقوي عزيز(6) وصلوات زاكيات(7) با بركات بر فخر رسل و هادي سبل احمد محمود ابوالقاسم محمد ابن عبدالله كه باز ماندگان بيابان جهل را از وادي درماندگي رهانيده و به سر منزل اعلاي هدايت رسانيده و در صفت آن ذات شريف و وجود لطيف خالق متعال و كريم لم يزل (8) ولايزال فرموده كه  ما كان محمد ابا احد" من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيييين (9) و از براي علو رتبه آن فخر سماوات (10) وارضيين خطاب مستطاب فرموده برملائكه مقربين خود كه   ان الله و ملائكه يصلون علي النبي (11) و از براي اظهار جلال شانش خبر مي دهد به بندگان صادق العقيده خود كه  يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما(12)  احمد كه شه سرير لولاك (13) آمد       جاني است كز آلايش تن پاك آمد     يك حرف ز مجموعه عز وشرفش      لولاك لما خلقت الافلاك آمد     و درود بي شمار بر آل واولاد امجاد (14)  و عشيرت ملائك سيرت او كه هر يك ماه آسمان كمال و بدر برج جلال هستند  خصوصا" ابن عمه و وصيه و خليفته بلافصل اميرالمومنين و يعسوب الدين (15)  و امام المتقين و قائد العز المحجلين (16)    اسدالله وغالب كل غالب و مطلوب كل مطالب  امام امشارق و المغارب حبه فرض علي الحاضر والغالب علي ابن ابيطالب صلوات الله وسلامه عليه كه خداوند ليل و نهار از براي اظهار خلافت ووصايت آن در شاهوار خبر داد به رسول مختار كه   يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته(17)    والله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين (18) و از جهت اظهار ولايتش  در رقم هدايت شيم فرمود   هل اتي علي الانسان حين من الدهر و آن منعمي كه افطار سه روزه خود را داد به مسكين ويتيم و اسير كه    و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا" و يتيما" واسيرا(19) امير ملك ولايت كه شد [رمبند حال] (20)    براي مدحت او نطق مستحق زبان    مكرمي كه زلطف قديم لم يزلي حديث منقبتش گشته زيور قرآن         اما بعدبر ضماير قدسي سراير سادات عظام و نقباي گرام و مشايخ والامقام و خدام ذوي العز والاحترام و درويشان صاحب جهر(21) و لوا و اختياران صفه صفا و مفردان خوش كلام و غزاوان با نفس بد فرجام و كودك ابدالان ساقي كوثر و قاريان كلام خالق اكبر و ذاكران سبط رسول اطهر و چاوشان زوار آن مه(22) انام و بابايان (23) [بي؟] ننگ ونام و فراشان و كهنه سواران و سلمانيان و سليمانيان وسقايان و علم بازان و بوجاران(24) و سلاخان وشاطران جلو و شاطران خبازي وسخنوران و جلوداران هفده سلسله نبي و ولي نقشبندي ومخفي نماناد كه هيچ فردي از افراد كاينات بدون سعي و اجتهاد و بي مربي و خدمت استاد به جايي نرسيد و نخواهد رسيد به مضمون صداقت مشحون حديث نبوي كه    لولاالمربي ما عرفت ربي به فحواي اين كلام معجز نظام  سوخته باديه فراق و گداخته توبه محبت و اشتياق  سالك مسالك فقرو فنا اعني درويش سيد جمال همداني چون مدتي بود مديد و عهدي بغايت بعيد كه در سلك كودك ابدالان (25) جلوه مي كردو به خدمتگزاري فقرا مشغول بود هواي آن بر سرش افتاد كه خود را درسلك درويشان غزاو درآورد  گوي سبقت از همگنان خويش ربود و خود را به نظر فيض منظر درويشان رسانيد و از ايشان تمناي مرتبه غزاوه نموده به صوابديد ايشان در بلده طيبه همدان مجلسي چون خلد برين آراسته و پيراسته در حضور شيخ و نقيب و فرزندان ارباب طريق كه نام نامي شان در حواشي اين صحيفه مرقوم و و امهارشان ممهور است دست ارادت بدامن دلالت عاليجناب قدسي القاب  فضايل انتساب زبده العارفين و قدوه السالكين اعني خيرالحاج حاجي درويش مهدي اختيار اصفهاني زده ايشان را پير دليل خود شمرده مشاراليه نيز قبول فرموده سر رشته او را گرفته به قانون فقراي ماتقدم به قالي فقر آورده به دست زاويه نشيني كنج بينوايي و غريق لجه تنهايي افقر الفقرا و اضعف الضعفا غلامحسين درويش اختيار همداني  سپرده ايشان را پير ارشادخود دانسته مشاراليه هم قبول فرموده كسوتي كه تعلق به درويشان غزاو دارد مثل زنجير كه افسر فقراست و لنگ كه ستر پوشش دو جهان است و برك كه جامه ترك است و جريده كه علم استقامت است و نعلين كه مركب روندگان هست و زنگ حيدري كه صلاي فقر است و قلاب كمر به جهت مطيع نمودن نفس اماره به او ارزاني داشته و اهل مجلس فاتحه فايحه در حق او ادا فرموده  بناء" عليها ابن مجذوب صراط المستقيم آزادگي به هر شهر و ديار وارد گردد رعايت جانب او را واجب شمارند كه عندالله و عند الرسول ضايع نخواهد گرديد   تحريرا" في بيست پنجم شهر شوال المكرم سنه 8[0]13 .

    [سجع مهرها] : الواثق بالله الغني مهدي عبده غلام حسين ابن جعفر بنده آل محمد قنبر (درويش قنبر مفرد ابدال همداني ) عبده جمشيد (درويش جمشيد مفرد ابدال همداني ) يا   صاحب الزمان (درويش زمان مفرد ابدال همداني).

    توضيحات:

    *:اصل سند در كتابخانه ملي ايران وجود دارد وتصوير آن در گالري است .

     

    ۱-پسران ودختران

    ۲- عصيانگر

    ۳- دون مرتبه

    ۴- = بگو به بندگانم كه اسراف بر خود كردند كه هرگز از رحمت خدا نا اميد نباشيد .

    ۵- = بدرستي كه خدا بي نياز از تمام عالميان است .

    ۶-= بدرستي كه خدا تواناي گرانقدر است .

    ۷- پاك

    ۸- در اصل  : لميزل

    ۹- = محمد(ص) پدر هيچيك از مردمان شما نيست ،ليكن او رسول خدا وخاتم پيامبران است .

    ۱۰- در اصل : سموات   =افتخار آسمان ها و زمين است .

    ۱۱- = بدرستي كه خدا و فرشتگان او بر پيامبر (محمد ص) سلام ودرود مي فرستند .

    ۱۲- =اي تمام كسانيكه ايمان آورده ايد بر او درود فرستيد و سلام و طاعت خود را بر او نثار كنيد .

    ۱۳- اشاره به حديث قدسي  :لولاك  لما خلقت الافلاك  =كه اگر [ اي رسول ] تو نبودي همانا افلاك  آفريده نمي شد .

    ۱۴-  بزرگواران .

    ۱۵- لقب حضرت علي (ع) =رئيس بزرگ دين .

    ۱۶- دربندان – مقيدان .

    ۱۷- = اي رسول برسان  آنچه را كه از سوي خدا به تو فرستاده شد كه اگر چنين نكني رسالت خود را نرسانده اي  .تفسير اين آيه اشاره به تائيد جانشيني و امامت حضرت علي (ع) از طرف رسول خداست .

    ۱۸- = بدرستي خدا ترا از گزند برخي مردمان نگه مي دارد و خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند .

    ۱۹- اشاره به واقعه بخشش غذا بوسليله خانواده گروه كافران را هدايت نمي كند .

    ۲۰- كذا در متن.

    ۲۱ –آواز بلند  :اشاره به ياهو گويي دراويش .

    ۲۲-در اصل :انمه .

    ۲۳- بابا عنوان حكيمان و عارفان .

    ۲۴- غربال كنندگان سرند كنندگان .

    ۲۵- طبقه پنجم از طبقات دهگانه متصوفه.

     

    چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۲۴
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت