aftab.kateban.com , Hooriye Saeidis weblog.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
نویسنده

حوریه سعیدی هستم ،لیسانس و فوق لیسانس در رشته تاریخ از دانشگاه تهران و عضو هیأت علمی کتابخانه ملی و کارشناس مسئول اسناد کتابخانه ملی ،پژوهشگر اسناد در مؤسسه ...

موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • خرداد
  • تير
  • دي
  • ۱۳۸۶
  • خرداد
  • تير
  • آخرین نوشته ها
  • چالشی در میان اسناد تاریخی
  • سندي از نقشبنديان
  • سعدالدوله
  • نهضت جنگل و حکومت مرکزی
  • آخرین فرمان ناصرالدین شاه
  • محمد علی فروغی و محمد مصدق

  • سایت های دیگر
    برای ما بنویسید
    نظرات دیگران:
    سارا سقایی از تهران


    سلام.
    من دانشجوی کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه تهران هستم. به دنبال فرمان (( منع استفاده از رنگ های آنیلینی)) در زمان ناصرالدین شاه و ستمرار آن در زمان مظفرالدین شاه هستم. اگر می توانید کمکم کنید!!!

    ارسال شده در يكشنبه ۱۵ دي ۱۳۸۷ ساعت ۷:۱۵ بعدازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۴۰۲۱ نفر
    کاربران حاضر : ۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۶


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com

    نهضت جنگل و حکومت مرکزی

    نهضت جنگل و حکومت مرکزی

    (معرفی سند)

    یونس پسر میرزا بزرگ که بعد ها بنام میرزا کوچک  مشهور شد ، در سال 1298 ه.ق در کوی استاد سرای رشت تولد یافت . پدرش میرزا بزرگ نزد میرزا عبدالوهاب مستوفی که مسئول جمع آوری مالیات رشت بود، به تحریر و انشاء اشتغال داشت . یونس تحصیلات ابتدایی خود را تا سال 1312 ق در مدارس رشت فرا گرفت . سپس به کسب معلومات صرف و نحو و معانی و بیان و منطق و مختصری از فقه و حفوق مشغول شد. وی شعر نیز می سرود.

    سیمای میرزا کوچک:وی به نوشته ابراهیم فخرایی در کتاب سردار چنگل ، مردی بود خوش هیکل و قوی و قوی بنیه ، زاغ چشم ،دارای سیمایی متبسم و پیشانی باز . از لحاظ اجتماعی مؤدب و متواضع و خوش برخورد و از جنبه روحی عفیف و با عاطفه و معتقد به فرائض دینی  و مؤمن به اصول اخلاقی .میرزا که او را کوچک جنگلی ، میرزا کوچک ویا کوچک خان می نامیدند ،مردی بود ساکت و آرام ، آهسته و سنجیده سخن می گفت ، دلیر و آرمان خواه و شناخت او از مردم وطنش بسیار عاطفی بود . 

    در طلوع مشروطیت و هنگامی که برخی از علما و مردم تهران تهران به جهت داد خواهی و تحصیل عدالت خانه در آستانه حضرت عبدالعظیم  متحصن شده بودند؛ میرزا کوچک نیز در رشت به اتفاق چند نفر از رفقای هم عقیده خود برای همراهی با متحصنین شروع به فعالیت و ابراز همدردی نمود. بعد از صدور فرمان مشروطیت مجلس شورای ملی تشکیل شد و بدنبال آن مجامع و انجمن هایی و شهر های دیگر تشکیل گردید . در رشت با همت میرزا کوچک و جمعی از هم فکرانش و عده ای از طلاب و روحانیون مجمعی با عنوان « انجمن روحانیان ایران» تشکیل شد . به هنگام بمباران مجلس و انحلال انجمن ها ، بسیلری از آزادی خواهان به اطراف متواری ، پنهان و پناهنده شدند. میرزا کوچک خان نیز به قفقاز رفت و بعد از چندی با سرمایه ای از افکار انقلابی  و ضد استبدادی که ما حصل حشر و نشر با انقلابیون سوسیالیست  باکو و قفقاز بود به وطن بازگشت . میرزاآنگاه که اوضاع مردم ایرا ن ،ضعف دولت ، دخالت های همسایه شمالی در امور کشور بخصوص در ناحیه شمالی و دسیسه هاو بازی های مزورانه همسایه جنوبی را در این هنگامه ها مشاهده نمود به جنگل پناه برد و بیاری همفکرانش نهضتی را سامان داد که هدف آن اخراج نیروهای بیگانه از کشور ،برقرای امنیت و رفع بیعدالتی و حصول استقلال در سطح مملکت و یگانگی مسلمین بود . تصمیمات اساسی در نهضت  جنگل بوسیله « هیئت اتحاد اسلام » گرفته میشد . این هیئت مرکب از حدود 27 نفر از روحانیان و شخصیت های سیاسی بود . مراحل در گیری های نهضت جنگل علیه مخالفان و دشمنان شامل چند مرحله می شد . در بخشی که با نیروهای مرکزی درگیر بوده و از حمایت های نیروهای بالشویکی برخوردار بودند . زمانی که در وضعیت مخالفت باحضور نیروهای خارجی اعم از روسی و انگلیسی قرار داشتند و با ایشان می جنگیدند ونیز در حالت سکونت و انتظار با نیروهای داخلی رفتار داشتند . تا زمانی که فشار از هر سو به ایشان وارد شده و با خیانت وهمچنین  پراکندگی نیروهای خودی و از بین رفتن بخشی و منفعل شدن بخشی دیگر عملا" میرزا تنها ماند و در میان چنگل و سرما قوای جنگی و سپس قدرت حیاتی خود را از دست داد . در آخر سربریده میرزا اولین هدایای یک حکومت نوپا شد که شالوده حکومت نوین استبدادی را در شکل گسترده تری پی می ریخت . سند حاضردر حاشیه یکی از مراحل نهضت جنگل قرار دارد .

    زمانی که دولت مرکزی بسبب بند و بست های انگلیس و روس که سیاست های متفاوتی را در این منطقه و شمال کشور دنبال می نمودند ،تصمیم گرفت که با مذاکراتی با جنگلی ها با ایشان از در مصالحه بر آید تااز غائله ای  که با تحریکات و دخالت های  انگلیس و روس  در امور ایران هر لحظه برافروخته تر می شد  جلوگیری نماید . از طرف مشیرالدوله دو هیئت نمایندگی بسوی جنگلی ها فرستاد شدند  تا نظرات دولت را به آنان ابلاغ نمایند. یک هیئت با ریاست نصیر السلطنه اعزام شد که از طرف روسها بازداشت گردید . هیئت دوم که با حضور سید عبدالرحیم خلخالی ، سید جلیل اردبیلی و سید مهدی افجه ای بود و همین هیئت است که تقاضای اعزام عبد الحسین شفائی را نمود ،آن هم به سبب سابقه دوستی وی با احسان اله خان در کمیته مجازات . سندی* که در  این مقاله معرفی میشود و در مجموعه اسناد سیاسی علی قلی خان  انصاری ،مشارالملک ، قرار دارد،اشاره به این مأموریت دارد و گزارشی است که شفائی ظاهرا" به انصاری داده  و مختصری به بطور اشاره در مورد وضعیت جنگلی هادرآن هنگام و دخالت های قوای روس و انگلیس در آن منطقه نوشته است و از نظر اماری از افرادی که در خدمت میرزا هستند و نفرات تحت تشکیلات وی اطلاعاتی که می دهد جالب است . بخصوص هنگامی که آمار موجود با تاریخ سند مورد توجه قرار گیرد .

    * این سند با شماره 1078 در کتابخانه ملی موجود است.

    معرفی سند

       قربانت گردم پس از تقدیم  ادعیه خالصانه و استحضار سلامتی وجود مقدس خاطر عالی را مصدع می شود. تاکنون تأخیر عرض عریضه عدم اطمینان وصول بعلاوه نمی خواستم توسط هر کس مصدع شده باشم . دراین موقع که قاصد مخصوص عازم طهران بود جسارت را مبادرت نمود امیدوارم همواره وجود محترمت با آقازادگان خودم و اخوان گرامی و سایر اعضاء عائله مقدسه از هر حیث قرین خوشی و نیک بختی بوده عزت و شوکت اقای عزیز خودم با فامیل محترم باقی و بر قرار بوده باشد . ضمنا"از حضور مبارک مستدعی است عرض فدویت مخلص را خدمت حضرت خداوندگاری و اخوان عظام و هر یک از آقایان مخلص که در طهران توقف دارند تبلیغ فرمائید . از تاریخ حرکت از طهران روز دهم به رشت وارد شده پس از نه یا ده روز توقف افق سیاست کنونی تاریک شده آشنایان و رفقا هر یک به گوشه  متواری و بنده هم برای ملاقات بعضی از ایشان به انزلی رفته برای امری خواستم به رشت مراجعت نمایم در راه توسط روسها دستگیر مدت ده روز در انزلی محبوس و توسط آقای دکتر سید محمد خان طهرانی و در تحت کفالت ایشان مستخلص شده پس از یکی دو روز ثانیا" از طرف کمیته امر توقیف بنده صادر فورا" فرارا" از انزلی به نرگستان یکی از دهانه های مرداب پیر بازار وارد و از انجا شبانه از وسط پست ها و قوای روسی به خدمت حضرت آقای میرزا روحی فداه رهسپار شده از آن تاریخ تا کنون خدمت حضرت معظم و در آستانه ایشان به دعای دوستان مشغول است - زمانی که آقایان خلخالی واردبیلی وافجه[ای]  آمده بودند بر حسب تقاضای ایشان نظر به سابقه با آقای احسان به شهر امده  مرگ را در نظر مشاهده کرده مذاکرات اصلاحی مفید فایده نشد - تا ورود ثانوی اردوی قزاق ( تقریبا" ده روز ) به شهر مانده پس از ورود ایشان ثانیا" به جنگل رفته در موقع مراجعت آقایان خلخالی و غیره خواستم به طهران مراجعت نمایم اجازه ندادند لزوما" در قریه [سار] که اقامتگاه حضرت آقای میرزا روحی فداه است ماندم در اواخر شهر صفر المظفر  جنگ بین قوای جنگل و بالشویک  ها شروع می شود بدین نحو که پس از شکست ثانوی فزاق ها و عقب نشینی ایشان بواسطه آنکه درخط عراق انگلیس عملیاتی نکره و قزاق ها هم به قزوین رفته بودند بالشویک ها توجه خودشان را به تحریک ایرانی ها به سمت جنگل معطوف می دارند مجاهدین هم مجبورا" در مقام مدافعه بر امده قریب  یک هزار نفر بالشویک های روسیه و آذربایجان و ایرانیهای مخالف از سه نقطه شفت و پسیخان و هند خاله بطرف جنگل حمله می کنند مدت 4 1 روز جنگ امتداد یافته و به شکست و مغلوبیت و فرار و عقب نشینی  مخالفین خاتمه می پذیرد - تلفات مجاهدین مقتول دو نفر مجروح شش شش ولی طرف مقابل  بطور حتم شصت الی هفتاد نفر بلکه موافق راپورت های از شهر دویست و پنجاه الی سیصد بوده - مخالفین شکست خود را به جاسوسی  جمعی از شهری ها که با مجاهدین هم عقیده بوده ا ند جلوه داده  بنابراین ایشان را توقیف می نمایند ولی پس از چند روز استنطاق خلاص می نمایند –تا کنون چندین نفر نماینده از مسکو برای تفتیش و تعیین علت اختلاف آمده ولی شهری ها نگذارده اند نمایندگان به جنگل بیاییند . ترکهای آذربایجانی ( یعنی بادکوبه) در شهر اعلام کرده اند که با میرزا کوچک جنگ نخواهیم کرد و هر روزه فرارا" به جنگل می آیند تا کنون قریب پنجاه الی شصت نفر امده اند – از شهری ها هم چند نفر به مسکو و بادکوبه برای آوردن کمک مادی از قبیل نفرات و پول و غیره رفته اند ( خالو قربان و سردار محیی و عمید السلطان و حاجی محمد جعفر) ولی تا کنون نتیجه نگرفته اند – تا بیست روز قبل حضرت آقای میرزا سکونت و آرامی را صلاح و مصلحت می دانستند از بیست و پنج روز قبل شروع به تشکیلات نموده و الحال یک هزار و هشتصد نفر تحت  سلاح موجود است غیر از کسانی که به علت کمی بودجه سلاح را به زمین گذارده مشغول زراعت می باشند – ولی این قوه برابر است با پنج هزار قوای بالشویکی  و ده هزار قزاق و ژاندارم – فعلا" در خدمت حضرت آقای میرزا روحی فداه  و جمعیت مقدسشان در قریه کسما توقف دارد تا خداوند چه مقدر کرده باشد – آنچه استنباط می شود در همین نزدیکی ها روسها به قوای مجاهدین متصل شده پرده های سیاسی تغییرات کلی پیدا خواهد نمود و این تغییر سیاست بیش از دو ماه نخواهد گذشت که به عرض مبارک می رسد – امور دیگری هم تحت جریان است که عرض آن را اجازه ندارد انشاءالله تعالی پس از تحصیل اجازه با پست دیگر عرض می نماید – از حضور مقدس مستدعی است اگر مانع موجود نبوده و صلاح بدانید عرض فدویت بنده را خدمت حضرت مستطاب آقای آقا شیخ محمد بروجردی ، آقای آقا میرزا سید محمد قمی و آقای حسین علی میرزا تبلیغ فرمایید – آقایان خودم آقازادگان را از طرف مخلص دیده بوسی فرموده و کلام اردتمندانه مخلص را خدمت حضرت خداوندگاری (اگر در طهران تشریف د اشته باشند  )و اخوان گرامی تقدیم نمایید در خاتمه سلامتی وجود مبارک و بقاء عزت و شوکت آقا دوست گرامی را از خداوند مسئلت دارد اگر مایل باشید مفتخرم فرمایید در ظرف یک روز جواب را به آقای آقا میرزا فتح اله خان مرحمت فرموده ایشان توسط اهل خانه به محلی که باید برسد می رسانند به مخلص خواهد رسید –نیز ممکن است توسط پست به آدرس ذیل ارسال دارید

    زنجان –سرای حاجی علی قلی –توسط آقا مشهدی  علی اصغر تاجر زنجانی –خدمت آقای آقا میرزا محسن خان  نجم آبادی  برسد .

                                                                23 ربیع الثانی 39 [ 13] مخلص واقعی شما

                                                                                                                 عبدالحسین شفائی

    ارسال شده توسط حوریه سعیدی در تاريخ جمعه 23 تير 1385 ساعت 12:15 قبل‏ازظهر (تعداد نظرات : ۱)

    آخرین فرمان ناصرالدین شاه

    آخرین فرمان ناصرالدین شاه

    ناصرالدین شاه قاجار چهارمین پادشاه قاجاریه،در تاریخ صفر 1247 ه.ق متولد و پس از فوت محمد شاه پدرش در 14 شوال 1264 ه.ق در سن 17 سالگی به تخت نشست. درباره او گفته هاو شنیده های متفاوت بسیار است. چنان که برخی وی را همچون نیای خود تنها علاقمند به زن و عیش و عشرت معرفی می کنند و برخی او را صاحب درایت دانسته و آشنا به اوضاع روز می دانند که تنها به دلیل عدم توانایی و نبود افراد کارامد در اطراف خود، ناتوان از تغییرات و اصلاحات بود.

    اسنادی که هر کدام از مباحث فوق را تآیید می کند بسیار است و بدین واسطه باکشف هرازگاهی در میان مدارک تاریخی، چهره ای متفاوت از وی نمایان میشود. از یک طرف بواسطه حدف چهره وزیر کاردان خود در اداره حکومت و دستور قتل وی در اثر القاآت و تصورات ،و روی کار آوردن متملقان و چاپلوسان در اطراف خود و نیز تعدد وجود همسران و وسعت حرمسرای او و داستان هایی که از سفر های (شکاریه)و تفرجی او نقل میشود،نظر دسته اول تقویت می شود.و از طرف دیگر اقدام به تشکیل برخی موءسسات تمدنی و رسیدگی به عرایض افراد از کمترین و ضعیف ترین افراد جامعه و نیز سعی به تشکیل شوراهای دولتی و نظامی، مدعیات دسته دوم تصدیق میشود . ناصرالدین شاه بنا به نقل دوستعلی خان معیرالممالک در یادداشت های خصوصی ناصرالدین شاه وی به هنگاه کشته شدن 85 زن داشت. زنان اهل حرم او در آن هنگام بالغ بر 3000 تن میشدند که هر یک بنا به منصب و اعتبار خود حقوق و مواجب دریافت می کردند . ولی بنظر می آید که تنها مشغله او در درون حرم خلاصه نمی شد و بخصوص پس از مسافرت هایی که به اروپا داشت ،همت به تشکیل برخی شوراهای حکومتی و اداری گماشت . مجلس شورای وزرا با 6 وزیر،مجلس شورای دولتی با 11 نفر از رجال سرشناس حکومتی ،تشکیل مصلحت خانه برای گفتگو در باره مصالح مملکت ،وضع صندوق عدالت،(یادآور داستان زنجیر عدل انوشیروان)و تأسیس اداره صندق های عدالت . تشکیلاتی بودند که هر از چندی بنا به میل شاه تشکیل و پس از مدتی تعطیل می شدند .

    در هر حال این شاه متغیر احوال در پایان عمر خود و آنجا که سلطنت وی بسال پنجاهم می رسد،فرمانی را صادر می کند که در واقع و به احتمال قوی آخرین فرمان حکومتی وی بود . فرمان بخشش ابدی (مالیات دروازه و داغ و تمام رسوم و عوارض قصابی گوسفند و بره و گاو و غیره باتمام رسوم و عوارض خبازی...)حتی برای پادشاهان بعد از خود که تخطی از این حکم (مایه لعنت سرمدی) خواهدشد. نکته جالب این سنداین است که ناصرالدین شاه پنجاه سال فرصت داشته که چنین حکمی یاشبیه آن صادرنماید،ولی چنین نکردوگذاشته درآخرین مراحل سلطنت وعمرخودکه (البته احتمال نمی داد به این زودی ها هم تمام شود) این حکم را صادر کرده و علاوه بر آن برای اخلاف خود نیز تعیین تکلیف نموده و به نوعی ادعا نموده که او شاه شاهان است که تجاوز از فرمان وی موجب لعن و ننگ برای آنها خواهد شد . 

     

    [اصل فرمان بشماره 392در کتابخانه ملی ایران موجود است.]

    متن فرمان

    [سجع مهر فرمان] الملک لله تعالی

                 تا که دست ناصرالدین خاتم شاهی گرفت

                 صیت دادو معدلت از ماه تا ماهی گرفت

    [طغرا]الملک لله تعالی حکم همایون شد آن که چون خداوند متعال و قادر ذوالجلال اکلیل جلیل این سلطنت با میمنت بیزوال را زیب تارک مبارک ما فرموده و به خطاب مستطاب إعدلواهواقرب للتقوی ابواب عدل و افضال را بر چهره آمال ما گشوده و به مدلول معجز شمول لیس صواب عندالله اعظم من ثواب السلطان العادل  این ثواب کامل را در حق ما شامل نموده و به مفاد الهام بنیاد قلب السلطان بین اصبعی الرحمن از تفضلات صمدانی و اشعرانوار رحمانی برقرب روحانی و مباهات ما افروده و به کلام معجز نظام کلکم راع و کلکم مسؤل عن رعیته زمام نظام مهام انام را به قبضه قدرت و کف کفایت ما موکول و ما را در کفالت امور شریعت و معیشت عموم رعیت مسؤل ساخته و پرتورعایت و شعاع ترحم بر اعالی و رعاع به قلب ما انداخته و مضمون اعجاز مقرون افضل علی من شءت تکن سلطانه و امیره خط طاعت بر جبین سماحت ما کشیده وتشکر این نعمت های بی شمار و موهبت های خارج از حدود افکار به موجب آیه وافی هدایه و ان شکرتم لازیدنکم بر ربقه اطاعت ما فرض و واجب گردیده است . همت والا نهمت ملوکانه به ادای لوازم و مقتضیات این شکرانه معطوف و خاطر شرایع مظهر شاهانه به ایفای تشکر عبیدانه مصروف شد که در این موقع منیع رفیع سال پنجاهم جلوس میمنت مأنوس همایون ما بر تخت و وساده خداداده سلطنت که آحاد و افراد عباد در کل امصار و بلاد خاصه اهالی دارالخلافه طهران این موفع ذی شأن را محترم ترین و بهترین اعیاد شمرده و از صمیم قلب تمام علمای اعلام و عموم طبقات آنام فوق التصور به لوازم شادمانی و جشن و تشکر این عید اقدام مالاکلام نموده اند موهبت و مکرمتی در حق آنها مبذول و مشمول افتد که نسبت به وضیع و شریف و قوی و ضعیف مساوی و مماثل شامل گردد . لهذا بشکرانه این مواهب الهیه و به ملاحظه مضمون الهام نمون علیکم بالاحمرین  چون نان و گوشت ماده تعیش و رزق عمومی خلق می باشد به موجب صدور این فرمان همایون از غره ذی قعده هذه السنه بیچی ایل ترکی و یک هزار و سیصدو سیزده هجری که سال پنجاهم جلوس ابد مأنوس ما بر اریکه سلطنت و تاجداری است . تمام مالیات صنفی و مالیات دروازه و داغ و تمام رسوم و عوارض قصابی گوسفند و بره و گاو و غیره را باتمام رسوم و عوارض خبازی فی سبیل الله وحبة لمرضاته به هر اسم و رسم و از هر جهت و از هر بابت بکلی معاف موبد و آزاد مخلد فرمودیم و بعد از این حکم مطاع ،همه کس آزاد و مختار است که گوسفند وبره و گاو و هر قسم حیوانات مأکول اللحم را بدون ادای دیناری مالیات در دروازه و داغ به شهر داخل و به مصرف رساند و بفروشد و ذبح نموده و گوشت آنرا در هر کجا که بخواهد بفروشد بدون اینکه دیناری به هیچ عنوان مالیات بدهد و تمام اعضای مذبوح از گوشت و پوست و کله و پاچه وروده و غیره به خود صاحب مذبوح متعلق است که به میل خود به هر کس بخواهد بفروشد و احدی حق تعرض به هیچ جزءی از اجزاء آن ندارد و مقرر می فرماییم که بعد از این سلاطین با عز و تمکین و مباشرین مالیات مزبور را من جمیع الجهات معاف ابدی دانسته خلاف آن را مایه لعنت سرمدی دانند و تخلف را حرام شماند و این فرمان رفیع وتوقیع منیع را به موقع انتشار گذارند تا عامه رعایا و برایا که ودایع حضرت واهب العطایا می باشند از این عطیه بهره یاب شده به دعای دولت جاوید انتساب پردازند .فی شهر ذی القعده الحرام بیچی ایل سنه 1313 [در حاشیه متن امضای ناصرالدین شاه : صحیح است]

     

     

    ارسال شده توسط حوریه سعیدی در تاريخ شنبه 17 تير 1385 ساعت 10:07 بعدازظهر (نظر بدهید)

    aftab.kateban.com -- copyright: 2006 © -- Powered by kateban.com